شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر سر کوی دلارام، به جان می‌گردم روز و شب در پی دل، گرد جهان می‌گردم
۲
غم دوران جهان کرد مرا پیر و چه غم بخت اگر یار شود باز جوان می‌گردم
۳
دیده‌ام طلعت زیباش که آنی دارد این چنین واله و مست از پی آن می‌گردم
۴
تا نسیمی سر زلف تو بیابم چو صبا شب همه شب من بیمار به جان می‌گردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth