شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیشب از خود چون مه سی روزه پنهان آمدملاجرم همسایه خورشید تابان آمدم
۲
عقل را دیدم سبک سر، یافتم جان را گرانسرو را بگذاشتم در کوی جنان آمدم
۳
پیش ازین پروانه بودم، دوش رفتم پیش یارخدمتی کردم به سر، شمع شبستان آمدم
۴
غرقه و محبوس خود بودم ز خود رفتم برونچون ز ماهی یونس و یوسف ز زندان آمدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth