خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۲۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از گلستان رویت، در دیده خار دارموز رهگذار کویت، در دل غبار دارم
۲
روز الست گشتم، مست از خمار چشمتهر دردسر که دارم، من زان خمار دارم
۳
بیمارم از دو چشمت، آشفته از دو زلفتاین هر دو حالت از تو، من یادگار دارم
۴
گفتی: وفا ندارم، اینم نگو و باقیهر عیب را که گویی، من خاکسار دارم
صفحهٔ ۱ از ۳