خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۲۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبح محشر که من از خواب گران برخیزم به جمالت که چو نرگس نگران برخیزم
۲
در مقامی که شهیدان غمت را طلبند من به خون غرقه کفن رقص کنان برخیزم
۳
گرچه چون گل دگران جامه درند از عشقت من چو سوسن به ثنا رطب لسان برخیزم
۴
چون شوم خاک به خاکم گذری کن چو صبا تا به بویت ز زمین رقص کنان برخیزم
صفحهٔ ۱ از ۲