شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حاشا که من بنالم، ور تن شود چو نالم من نی نیم که هر دم، از دست دوست نالم
۲
گر خون دل خورندم، چون جام می بخندم ور سرزنش کنندم، چون شاخ رز ننالم
۳
آسودگان چه دانند، احوال دردمندان؟آشفته حال داند، آشفتگی حالم
۴
پروانه وار خواهم، پرواز کرد لیکن کو آن مجال قربم کو آن فراغ بالم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth