شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همیشه نرگس مست تو را بیمار می‌بینم ولی در عین بیماریش مردم‌دار می‌بینم
۲
جهان می‌گردد از سودا، سیه بر چشم من هر دم که چشم نازنینت را چنان بیمار می‌بینم
۳
ز شربتخانه لطفت دوایی ده که با دردت دل سست ضعیفم را قوی افکار می‌بینم
۴
ز باد ار می‌وزد بر من نسیم دوست می‌یابم به آب ار می‌رسم در وی خیال یار می‌بینم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth