خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیم آن است که در صومعه دیوانه شوم به از آن نیست که هم با در میخانه شوم
۲
من اگر دیر و گر زود بود آخر کار با سر خم روم و در سر پیمانه شوم
۳
وقت کاشانه اصلی است مرا، میخواهم که ازین مصطبه سرمست به کاشانه شوم
۴
بوی آن سلسله غالیه بو میشنوم باز وقت است که شوریده و دیوانه شوم
صفحهٔ ۱ از ۲