شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در راه غمت کرده ز سر پای بپویم ور دست دهد، ترک سر و پای بگویم
۲
در بحر غم عشق که پایاب ندارد غوصی کنم آن گوهر نایاب بجویم
۳
در دامن پاک تو نشاید که زنم دست تا ز آب و گل خویش به کل دست بشویم
۴
آشفته زلف تو چنانم که گل منهر کس که ببوید شود آشفته به بویم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth