شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که را مقصود، حسن عارض است از دلبران عارضی عشق است، نتوان نهادن دل بر آن
۲
حسن دریایی است بی‌پایان و آبش گوهر است عاشق صاحب نظر دارد مراد از دلبران
۳
دیگرم غیر از تو میل صحبت دیگر نماند آنکه مشغول تو شد دارد فراغ از دیگران
۴
چون نماید روی زیبا فتنه‌ها بینی درین درگشاید چشم جادو پرده‌ها یابی در آن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth