خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای چین سر زلفت، ماوای دل سلمان ماوای همه دلها، چه جای دل سلمان؟
۲
گر عشق تو با سلمان، زین شیوه کند آخر ای وای دل سلمان، ای وای دل سلمان
۳
با شمع رخت کانجا، پروانه جان سوزد خود هیچ کرا باشد، پروای دل سلمان
۴
از رود لبت ما را، هم گل شکری فرما زیرا که ز حد بگذشت، سودای دل سلمان
صفحهٔ ۱ از ۲