خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا بیگه رسیدی می بده مردانه باشساقی دیوانگانی همچو می دیوانه باش
۲
سر به سر پر کن قدح را موی را گنجا مدهوان کز این میدان بترسد گو برو در خانه باش
۳
چون ز خود بیگانه گشتی رو یگانه مطلقیبعد از آن خواهی وفا کن خواه رو بیگانه باش
۴
درهای باصدف را سوی دریا راه نیستگر چنان دریات باید بیصدف دردانه باش
صفحهٔ ۱ از ۲