خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چندان فتاد ما را، کار از شراب خوردن کز شوق آن ندارم، پروای آب خوردن
۲
بر یاد روی خوبان، می میخوریم والحق ذوقی تمام دارد، بر گل شراب خوردن
۳
ترکان چشم مستت، آوردهاند رسمی از خون شراب دادن، وز دل کباب خوردن
۴
از مستی صبوحی، قطعا نمیتوانم یک جام می چو عیسی، با آفتاب خوردن
صفحهٔ ۱ از ۲