شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یار ما رندست و با او یار می‌باید شدن غمزه‌اش مست است هان، هوشیار می‌باید شدن
۲
تا ز لعل آتشین بر ما فشاند جرعه‌ای سالها خاک در خمار می‌باید شدن
۳
بر سر انکار ما گر رفت زاهد باش گو عاشقان را در سر این کار می‌باید شدن
۴
در صوامع خود پرستان را چه سود از زهد خشک پای کوبان بر سر بازار می‌باید شدن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth