خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیخ عشق تو نشاندند بتا! در دل من غم مهر تو فشاندند، در آب و گل من
۲
تیر مژگان تو از جوشن جان میگذرد بر دل من مزن ای جان که تویی در دل من
۳
روز دیوان قیامت که منازل بخشند عرصات سر کوی تو بود منزل من
۴
هر کسی میکند از یار مرادی حاصل حاصل من غم یارست و خوشا حاصل من!
صفحهٔ ۱ از ۲