خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آمدی، ز کجا میروی؟ بیا بنشینبیا که میکنمت بر دو دیده جا بنشین
۲
همین که روی تو دیدیم، باز شد در دلچه حاجت است در دل زدن، بیا بنشین
۳
مرا تو مردم چشمی، مرو مرو ز سرممرا تو عمر عزیزی، بیا بیا بنشین
۴
اگر به قصد هلاک آمدی هلا برخیزورت ارادت صلح است، مرحبا! بنشین
صفحهٔ ۱ از ۳