خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هندوی زلف سرکشت با تو نشسته رو به رو حال مشوش مرا با تو گشود مو به مو
۲
از همه سوی میدهد، بوی حبیب لاجرم میروم از هوای تو، همچو نسیم سو به سو
۳
کرد ز سر حال من، مردم شهر را خبر ناله من که میرود، خانه به خانه کو به کو
۴
بر لب جوی نیست چون، قامت او صنوبریباورت ار نمیشود، خیز بجوی جو به جو
صفحهٔ ۱ از ۲