خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آنکه رخ و زلف تو آرایش دیدهگردیده بسی دیده و مثل تو ندیده
۲
از گوشه بسی گوشه نشین را که ببینیدر میکدهها چشم سیاه تو کشیده
۳
چشمت به اشارت دل من برد و فدایتچیزی که اشارت کنی ای دوست به دیده
۴
زلف تو بپوشید سراپای قدت راآن شعر قبایی است به قد تو ببریده
صفحهٔ ۱ از ۲