خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صوفی ز سر توبه، شد با سر پیمانه رخت و بنه از مسجد، آورد به میخانه
۲
هر صورت آبادان، کز باده شود ویرانمعموره معنی دان، یعنی چه که ویرانه
۳
سودی ندهد توبه، زان مِیْ که بود ساقیدر دور ازل با ما، پیموده به پیمانه
۴
دانی که کند مستی، در پایه سرمستیمردی ز سر هستی، برخاسته مردانه
صفحهٔ ۱ از ۳