خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خیل تو گشتیم، بسی از همه بابی کردیم سوال و نشنیدیم جوابی
۲
خوردیم بسی خون و ندیدیم کسی را جز دیده که ما را مددی کرد به آبی
۳
من نگذرم از خاک درت خاک من اینجاست ای عمر تو بگذر اگرت هست شتابی
۴
در شرح فراقت چه نویسم که نگنجد شرح غم هجران تو در هیچ کتابی
صفحهٔ ۱ از ۲