خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان ندارد بی لب شیرین جانان لذتی بی عزیزان نیست عمر نازنین را لذتی
۲
بر سر من کس نمیآید به پرسش جز خیال جز خیالش کس ندارد بر سر من منتی
۳
شربت قند لبش میسازد این بیمار را کو لب او تا مرا از قند سازد شربتی؟
۴
از غم تنهایی آمد جان شیرین نزد لب تا بیادش هر دو میدارند با هم صحبتی
صفحهٔ ۱ از ۳