شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گراز دور الستت هست جامی باقی ای ساقی بیا بشکن که مخمورم، خمارم زان می باقی
۲
من از عشق تو می‌میرم، بگو: کاخر چه تدبیرم؟که زد مار غمم بر دل نه تریاق است و نه راقی
۳
ز تاب لعل و آب می، فکندی آتشی بر ما تو در ما آخر این آتش چرا افکندی ای ساقی؟
۴
به دردی کن دوای من که بیماران عشقت را کند درد تو درمانی کند زهر تو تریاقی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth