خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای مه برا شبی خوش، ناز و عتاب تا کی؟وی گل نقاب بگشا، شرم و حجاب تا کی؟
۲
ماییم تشنه و تو عین الحیات مایی همچون سراب ما را دادن فریب تا کی؟
۳
دل خواست از تو چیزی، فرمودهای که صبری جانم رسید بر لب، صبر و شکیب تا کی؟
۴
ای شهسوار خوبان، یکدم به من فرود آی بردن عنان ز دستم، پا در رکاب تا کی؟
صفحهٔ ۱ از ۲