شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساقی ز جام مستی ما را رسان به کامی تا ما ز کوی هستی، بیرون نهیم گامی
۲
هم نیستی که دارد، ملک فنا بقایی هم درد چون ندارد درد و دوا دوامی
۳
ماییم و نیم جانی، بر کف نهاده بستان زان می به نیم جانی، بفروش نیم جامی
۴
عشاق را مقامی، عالی است اندرین ره مطرب مخالفان را بنمای ازین مقامی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth