خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همرنگ رویش در چمن، گل یاسمن گردیدمی دایم به بویش چون صبا، گرد چمن گردیدمی
۲
این گل به دامن چیدنم، باشد ز شوق عارضت کو خاری از باغ تو تا دامن ز گل در چیدمی
۳
در حلقه سودای او، مردی به گردی میرود من نیز سودا میکنم، باری بدان ار رندمی
۴
هر کس شناعت میکند، بر من که نشنیدی سخن گر من سخن بشنیدمی، چندین سخن نشنیدمی
صفحهٔ ۱ از ۳