شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که از روی تواضع بنهد پیشانی پیش روی تو زهی روی و زهی پیشانی!
۲
همه خواهند تو را، تا تو کرا می‌خواهی؟همه خوانند تو را، تا تو کرا می‌خوانی؟
۳
زان غمت یاد نیاید که منم در غم تو زان عزیزست مرا جان که تو هم در جانی
۴
سر مگردان ز من آخر که همه عمر عزیز خود به پایان نتوان برد به سرگردانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth