شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بازا که بی حضورت، خوش نیست زندگانی دور از تو می‌گذارم، عمری چنانکه دانی
۲
من آمدن به پیشت، دانی نمی‌توانم اما اگر تو آیی، دانم که می‌توانی
۳
از عمر ذوق وقتی، بودم که با تو بودم ذوقی چنان ندارد، بی دوست زندگانی
۴
چون مجمر از فراقت، دارم دلی پر آتش دودم به سر بر آمد، زین آتش نهانی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth