شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کشیده کار ز تنهایم به شیدایی ندانم این همه غم چون کشم به تنهایی
۲
ز بس که داده قلم شرح سرنوشت فراق ز سرنوشت قلم نامه گشت سودایی
۳
مرا تو عمر عزیزی که رفته‌ای ز سرم چه خوش بود اگر ای عمر رفته بازآیی
۴
زبان گشاده کمر بسته‌ایم تا چو قلم به سر کنیم هر آن خدمتی که فرمایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth