خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو شمع مجلس انسی و از صفا همه رویی سر از برای چه تابی ز ما نهان به چه رویی؟
۲
هزار دیده چو پروانه بر جمال تو عاشق غلام دولت آنم که شمع مجلس اویی
۳
منم ز شوق ز دیوانه تا تو سلسله زلفی شدم به بوی تو آشفته تا تو غالیه بویی
۴
دمید گل که منم روی باغ حسن تو گفتش:که با رخم به چه آب و کدام حسن تو رویی
صفحهٔ ۱ از ۲