خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانشمستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش
۲
گه میفتد از این سو گه میفتد از آن سوآن کس که مست گردد خود این بود نشانش
۳
چشمش بلای مستان ما را از او مترسانمن مستم و نترسم از چوب شحنگانش
۴
ای عشق الله الله سرمست شد شهنشهبرجه بگیر زلفش درکش در این میانش
صفحهٔ ۱ از ۲