شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۲۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌گفت چشم شوخش با طره سیاهشمن دم دهم فلان را تو درربا کلاهش
۲
یعقوب را بگویم یوسف به قعر چاهستچون بر سر چه آید تو درفکن به چاهش
۳
ما شکل حاجیانیم جاسوس و رهزنانیمحاجی چو در ره آید ما خود زنیم راهش
۴
ما شاخ ارغوانیم در آب و می‌نماییمبا نعل بازگونه چون ماه و چون سپاهش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth