خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن مه که هست گردون گردان و بیقرارشوان جان که هست این جان وین عقل مستعارش
۲
هر لحظه اختیاری نو نو دهد به جانهاوین اختیارها را بشکسته اختیارش
۳
من جسم و جان ندانم من این و آن ندانممن در جهان ندانم جز چشم پرخمارش
۴
آن روی همچو روزش وان رنگ دلفروزشوان لطف توبه سوزش وان خلق چون بهارش
صفحهٔ ۱ از ۳