شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۲۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون بزند گردنم سجده کند گردنششیر خورد خون من ذوق من از خوردنش
۲
هین هله شیرِ شکار ! پنجه ز من برمدارهین که هزاران هزار منّتِ آن بر منش
۳
پخته خورد پخته‌خوار خام خورد عشقِ یارخام منم ای نگار که نتوان پختنش
۴
ای تو دهلزن به قل بنده تو را چون دهلدر تو درآویخته همچو دهل می‌زنش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth