خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
علی الله ای مسلمانان از آن هجران پرآتشظلام فی ظلام من فراق الحب قد اغطش
۲
چو دور افتاد ماهی جان ز بحر افتاد در حیلهکما حوت الشقی الیوم فی ارض الفلاینبش
۳
عجب نبود اگر عاشق شود بیجان در این هجراناذا ما الحوت زال الماء لا تعجب بان تعطش
۴
اگر منکر شود مردی ز سوز عاشق سوزانمتی یمتاز عین الشمس من عین له اعمش
صفحهٔ ۱ از ۲