شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۳۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنمحاجت ندارد یار من تا که منش یاری کنم
۲
من خاک تیره نیستم تا باد بر بادم دهدمن چرخ ازرق نیستم تا خرقه زنگاری کنم
۳
دکان چرا گیرم چو او بازار و دکانم بودسلطان جانم پس چرا چون بنده جانداری کنم
۴
دکان خود ویران کنم دکان من سودای اوچون کان لعلی یافتم من چون دکانداری کنم
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth