شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۳۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهماین مرگ خود پیدا کند پاکی تو را کم خور تو غم
۲
ای جان من با جان تو جویای در در بحر خونتا در که را پیدا شود پیدا شود ای جان عم
۳
من چون شوم کوته نظر در عشق آن بحر گهرکز ساحل دریای جان آید بشارت دم به دم
۴
من ترک فضل و فاضلی کردم به عشق از کاهلیکز عشق شه کم بیشی است وز عشق شه بیشی است کم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth