خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۴۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمدهام که سر نهم؛ عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی؛ نی شکنم؛ شکر برم
۲
آمدهام چو عقل و جان از همه دیدهها نهانتا سوی جان و دیدگان مشعلهٔ نظر برم
۳
آمدهام که ره زنم؛ بر سر گنج شَه زنمآمدهام که زر برم؛ زر نبرم خبر برم
۴
گر شکند دل مرا، جان بدهم به دل شکنگر ز سرم کُلَه برد؛ من ز میان کمر برم
صفحهٔ ۱ از ۳