شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۴۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستمتا به چه شیوه‌ها تو را من ز خدا بخواستم
۲
تا شوی از سجود من مونس این وجود منخود بشد این وجود من چون که تو را بخواستم
۳
در پی آفتاب تو سایه بدم ضیاطلبپاک چو سایه خوردیم چون که ضیا بخواستم
۴
آهنیم ز عشق تو خواسته نور آینهآتش و زخم می خورم چونک صفا بخواستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth