شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۴۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرمتا همه سال روز و شب باقی عمر از آن خورم
۲
گر تو غلط دهی مرا رنگ تو غمز می کندرنگ تو تا بدیده‌ام دنگ شده‌ست این سرم
۳
یک نفسی عنان بکش تیز مرو ز پیش منتا بفروزد این دلم تا به تو سیر بنگرم
۴
سخت دلم همی‌تپد یک نفسی قرار کنخون ز دو دیده می چکد تیز مرو ز منظرم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth