خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۴۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای تو بداده در سحر از کف خویش بادهامناز رها کن ای صنم راست بگو که دادهام
۲
گرچه برفتی از برم آن بنرفت از سرمبر سر ره بیا ببین بر سر ره فتادهام
۳
چشم بدی که بد مرا حسن تو در حجاب شددوختم آن دو چشم را چشم دگر گشادهام
۴
چون بگشاید این دلم جز به امید عهد دوستنامه عهد دوست را بر سر دل نهادهام
صفحهٔ ۱ از ۲