شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۴۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانممرا می خواند آن آتش مگر موسی عمرانم
۲
دخلت التیه بالبلوی و ذقت المن و السلویچهل سال است چون موسی به گرد این بیابانم
۳
مپرس از کشتی و دریا بیا بنگر عجایب‌هاکه چندین سال من کشتی در این خشکی همی‌رانم
۴
بیا ای جان توی موسی و این قالب عصای توچو برگیری عصا گردم چو افکندیم ثعبانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth