شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۴۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتممکن ای شه مکافاتم مکن ای شه مکافاتم
۲
دلم پر گشت از مهری که بر چشمت از او مهریاگر در پیش محرابم وگر کنج خراباتم
۳
به بخت این دل پاره مگر رحمت شد آوارهمرا فریاد رس آخر که در دریای آفاتم
۴
چو شاه خوش خرام آمد جز او بر من حرام آمدچه بی‌برگم ز هجرانش اگر در باغ و جناتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth