خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۴۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازمکبوتر همچو من دیدی که من در جستن بازم
۲
به هر هنگام هر مرغی به هر پری همیپردمگر من سنگ پولادم که در پرواز آغازم
۳
دهان مگشای بیهنگام و می ترس از زبان منزبانت گر بود زرین زبان درکش که من گازم
۴
به دنبل دنبه می گوید مرا نیشی است در باطنتو را بشکافم ای دنبل گر از آغاز بنوازم
صفحهٔ ۱ از ۳