خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۴۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانم به فدا بادا آن را که نمیگویمآن روز سیه بادا کو را بنمیجویم
۲
یک باره شوم رسوا در شهر اگر فردامن بر در دل باشم او آید در کویم
۳
گفتم صنم مه رو گه گاه مرا میجوکز درد به خون دل رخساره همیشویم
۴
گفتا که تو را جستم در خانه نبودی تویا رب که چنین بهتان می گوید در رویم
صفحهٔ ۱ از ۲