شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۶۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هله دوشت یله کردم شب دوشت یله کردمدغل و عشوه که دادی به دل پاک بخوردم
۲
بده امشب هم از آنم نخورم عشوه من امشبتو گر از عهد بگردی من از آن عهد نگردم
۳
چو همه نور و ضیایی به دل و دیده درآییبه دم گرم بپرسی چو شنیدی دم سردم
۴
نفسی شاخ نباتم نفسی پیش تو ماتمچه کنم چاره چه دارم به کفت مهره نردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth