شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۶۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
علم عشق برآمد برهانم ز زحیرمبه لب چشمه حیوان بکشم پای بمیرم
۲
به که مانم به که مانم که سطرلاب جهانمچو قضا حکم روانم نه امیرم نه وزیرم
۳
بروی ای عالم هستی همه را پای ببستیتو اگر جان منستی نپذیرم نپذیرم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth