خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۶۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدمپی من تصوری را که بکرد هم بدیدم
۲
سگ او گزید پایم بنمود بس جفایمنگزم چو سگ من او را لب خویش را گزیدم
۳
چو به رازهای فردان برسیدهام چو مردانچه بدین تفاخر آرم که به راز او رسیدم
۴
همه عیب از من آمد که ز من چنین فن آمدکه به قصد کزدمی را سوی پای خود کشیدم
صفحهٔ ۱ از ۴