خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۶۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارمسر مست گفته باشد من از این خبر ندارم
۲
شب و روز میبکوشم که برهنه را بپوشمنه چنان دکان فروشم که دکان نو برآرم
۳
علمی به دست مستی دو هزار مست با ویبه میان شهر گردان که خمار شهریارم
۴
به چه میخ بندم آن را که فقاع از او گشایدچه شکار گیرم آن جا که شکار آن شکارم
صفحهٔ ۱ از ۴