شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۶۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدممست بخشایش او گشتم و جان بخشیدم
۲
جهت مهر سلیمان همه تن موم شدموز پی نور شدن موم مرا مالیدم
۳
رای او دیدم و رای کژ خود افکندمنای او گشتم و هم بر لب او نالیدم
۴
او به دست من و کورانه به دستش جستممن به دست وی و از بی‌خبران پرسیدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth