خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۶۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صد بار مردم ای جان وین را بیازمودمچون بوی تو بیامد دیدم که زنده بودم
۲
صد بار جان بدادم وز پای درفتادمبار دگر بزادم چون بانگ تو شنودم
۳
تا روی تو بدیدم از خویش نابدیدمای ساخته چو عیدم وی سوخته چو عودم
۴
دامی است در ضمیرم تا باز عشق گیرمآن باز بازگونه چون مرغ درربودم
صفحهٔ ۱ از ۲