خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۷۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آوازه جمالت از جان خود شنیدیمچون باد و آب و آتش در عشق تو دویدیم
۲
اندر جمال یوسف گر دستها بریدنددستی به جان ما بر بنگر چهها بریدیم
۳
رندان و مفلسان را پیداست تا چه باشداین دلق پاره پاره در پای تو کشیدیم
۴
در عشق جان سپاران مانند ما هزارانهستند لیک چون تو در خواب هم ندیدیم
صفحهٔ ۱ از ۲